به گزارش صنعت ساختمان به نقل از خبرگزاری تسنیم، محمدعلی شمآبادی در یادداشتی به بررسی ابعاد مختلف حکومت پهلوی و نقش آن در شکلگیری انقلاب اسلامی پرداخته است. در این یادداشت، با نگاهی تحلیلی به وضعیت ایران در دوران پهلوی، به زمینههای شکلگیری نهضت امام خمینی و نقش جهاد سازندگی در دوران پس از انقلاب پرداخته میشود.
نویسنده با اشاره به تکیه حکومت پهلوی بر استبداد و دیکتاتوری، بیان میکند که این رژیم علیرغم شعارهای مدرنیسم و ارتباط با غرب، به دلیل فساد گسترده، بیعدالتیهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، مشروعیت خود را از دست داد. به این ترتیب که سازمانهایی مانند عفو بینالملل در سال 1976 رژیم شاه را به نقض حقوق بشر متهم کردند. اتهاماتی از قبیل شکنجه، حبسهای سیاسی بدون دادگاه، سرکوب آزادیها و مطبوعات، فساد اداری گسترده و رانتخواری در دستگاه دولتی از جمله این موارد بود. علاوه بر این، ترویج فرهنگ اباحهگری و ضد ارزشهای اسلامی، نارضایتی مردم مسلمان ایران را به اوج رساند.
ویژگی بارز این دوره، وابستگی شدید رژیم پهلوی به قدرتهای خارجی بود. این وابستگی، همراه با دیکتاتوری، فقدان آزادیهای سیاسی و اجتماعی، بیعدالتیها، فساد و ضعف در اداره کشور، بستری مناسب برای شکلگیری نهضت امام خمینی فراهم کرد. امام خمینی با تأکید بر مطالبات عدالتخواهانه مبتنی بر اصول اسلامی و استقلال از سلطه غرب و شرق، توانست با حمایت گسترده مردم، رژیم پهلوی را ساقط کند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی به عنوان منادی پیشرفت و عدالت در ویرانههای حکومت پهلوی، با هدف رفع محرومیتهای گسترده، به ویژه در روستاهای محروم، و خودکفایی در زمینههای اقتصادی و اجتماعی شکل گرفت. ناکامی و فساد در ساختارهای اداری و دولتی رژیم پهلوی، یکی از مهمترین دلایل سقوط آن و پیروزی انقلاب اسلامی بود. نظام اداری ایران در دوران شاه، به شدت متکی بر رانت، باندهای درباری و وابستگی به بیگانگان بود و به جای خدمت به مردم، بیشتر در جهت منافع خاندان سلطنت و طبقهای خاص عمل میکرد. فساد مالی گسترده در دستگاههای دولتی و شرکتهای وابسته به دربار، به ویژه در بخش نفت، باعث شد که میلیاردها دلار از درآمدهای کشور به جای سرمایهگذاری در تولید و زیرساختها، صرف تجملات و خریدهای بیحساب شود.
به گفته نویسنده بوروکراسی پیچیده، رشوهخواری و خرید و فروش مناصب به یک هنجار تبدیل شده بود و مردم برای کوچکترین خدمات مجبور به پرداخت رشوه میشدند. امام خمینی و شهید بهشتی بارها بر فساد اداری و بیعدالتی اجتماعی تأکید داشتند و معتقد بودند که بدون اصلاح این ساختارها، هیچ حکومتی پایدار نمیماند.
امام خمینی پس از استقرار نظام اسلامی، با ایجاد ارتباط نزدیک میان مردم و مسئولین، ابعاد فاجعهبار عقبماندگی و محرومیت در عرصههای مختلف را آشکار ساخت. نهادهای انقلاب اسلامی همچون سپاه پاسداران، کمیتههای انقلاب اسلامی، کمیته امداد امام خمینی، بنیاد شهید و جهاد سازندگی، در پاسخ به نیازهای جامعه و انقلاب شکل گرفتند. در تاریخ 27 خرداد 1358، امام خمینی در پاسخ به درخواست جوانان دانشگاهی و اقشار مختلف مردم برای خدمت به عرصه محرومیت و عقبماندگی کشور در روستاها و مناطق عشایری، فرمان تاسیس جهاد سازندگی را صادر کرد.
جهادگران جهاد سازندگی بدون تکیه بر الگوهای تقلیدی از سیستمهای اداری غربی، به روستاها و مناطق عشایری شتافتند و با توجه به مسائل و مشکلات خاص این مناطق، ظرفیتها و نیازهای مردم را شناسایی کردند. آنها نهادی انقلابی ایجاد کردند که به سرعت به پدیدهای منحصر به فرد برای خدمات اجتماعی، عمرانی، فرهنگی، اقتصادی و کشاورزی در خدمت بیش از 70 درصد جمعیت ایران اسلامی تبدیل شد.
در شرایطی که نه مکان مناسب برای استقرار اداری داشتند، نه منابع مالی وسیعی در اختیارشان بود و نه ساختارهای سنتی و اداری توجهی به جایگاه و اهمیت کارشان داشتند، جهادگران توانستند با درهم آمیختن با مردم و یکی شدن با آنها، تمامی مشکلات و خلأهای عظیم را شناسایی کرده و آنها را به دستاوردها تبدیل کنند.
جهاد سازندگی، علاوه بر خدمات عمرانی زیرساختی، کشاورزی، بهداشتی، فرهنگی و اجتماعی، به بزرگترین سرمایه اجتماعی نظام و امام و رهبری جامعه تبدیل شد. این نهاد در نقطه مقابل ساختارهای سنتی و وابسته به رژیم سابق، تحولات عظیمی را در شاخصهای خدمات عمرانی، زیرساختی، راههای روستایی، شبکههای برقرسانی و ساخت اماکن بهداشتی و درمانی ایجاد کرد. با گسترش صنایع تبدیلی و تکمیلی در روستاها و مناطق عشایری، شاخصهای خدمات فوق از کمتر از 10 درصد به بیش از 70 درصد ارتقا یافت.
عشق و محبت به مردم و تلاش برای رفع مشکلات آنان، از مهمترین عوامل موفقیت جهادگران بود. در این راستا، بزرگترین راهبرد و اقدام جهادگران، ماهیت انسانی و اجتماعی کارشان بود. آنها با تشکیل شوراهای اسلامی روستا، که مبتنی بر همکاری و حمایت مردم بود، بزرگترین بستر تحولات اجتماعی، عمرانی، کشاورزی، بهداشتی و فنی را فراهم کردند.
با شروع جنگ تحمیلی 8 ساله، جهادگران بدون هیچ تردیدی به جبههها رفتند و در کنار رزمندگان اسلام قرار گرفتند. امام خمینی آنها را «سنگر سازان بیسنگر» نامید. جهادگران، در کوتاهترین زمان، به رکن سوم سازمان دفاع مقدس کشور تبدیل شدند و مسئولیت مهندسی رزمی در میدانهای عملیاتی و جنگ را بر عهده گرفتند.
به گفته نویسنده، متأسفانه پس از دو دهه از خدمات این نهاد مبارک، با نادانی و غفلت مسئولان اجرایی کشور، قدر آن شناخته نشد و به سرعت تضعیف گردید، و در نهایت با ادغام در وزارت کشاورزی، مملکت از خدمات یکی از بزرگترین نهادهای انقلاب اسلامی محروم شد.
امروزه، با مشکلات و نارساییهای موجود، جای خالی جهاد سازندگی به شدت محسوس است و با حسرت آن را یاد میکنیم. این سؤال مطرح است که آیا در این عصر و زمان، جهاد سازندگی دیگری ممکن است؟ نویسنده معتقد است که برای رفع چالشها و خلأهای اساسی در حکمرانی الهی در ایران اسلامی، نیاز به جهاد سازندگی جدیدی متناسب با شرایط روز وجود دارد.
برای این منظور، جهاد سازندگی جدید باید در تطابق با تحولات عظیم در زمینههای علمی، فناوری، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طراحی شود. اولین گام در تدوین ویژگیها و شاخصهای فرهنگ و مدیریت جهاد سازندگی، انجام مطالعهای جامع است که بتواند سندی ملی و مستحکم برای الگوگیری در راستای تحقق بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی ایجاد کند.
در گام دوم، جهاد سازندگی امروز باید معطوف به دو بایسته مهم قابل طراحی و سازماندهی باشد: اولاً، در میان مردم و گروههای جهادی، جوانان فرهیخته و علاقمند به فرهنگ و مدیریت جهاد سازندگی باید با میل و آگاهی کامل، هماهنگی و انسجام حول شاخصها و ارزشهای این فرهنگ را ایجاد کنند. ثانیاً، این نیروی منسجم میتواند مطالبات بهحق خود را از نظام، دولت و دیگر قوا برای سازماندهی و ایجاد ظرفیتهای نهادی و انقلابی فراگیر برای جهاد سازندگی دیگر، بهویژه در شرایط امروز ایران اسلامی، درخواست کند.
در این راستا، مهمترین مسئولیت بر دوش پیشکسوتان جهاد سازندگی و سنگرسازان بیسنگر است تا دین عظیم خود را که هنوز بهطور کامل تحقق نیافته است، با بازخوانی و تجمیع تجربیات، خاطرات، مستندات و جمعبندی جامعی از فرهنگ و مدیریت جهاد سازندگی، مستند و مکتوب کرده و سپس آن را بهعنوان الگویی در اختیار علاقمندان قرار دهند.
منبع: خبرگزاری تسنیم

